برتری در پایش نسبت به عوامل متداول قدرت ناوگان یا توان آتش مشهود، روزبهروز نقش پررنگتری در تعریف جنگ دریایی نوین پیدا میکند.
ایالات متحدهٔ آمریکا با طراحی «شبکههای انهدام» دارای قابلیت آیاسآر، از ترکیب حسگرها، پهپادها، زیردریاییها و پدافندهای موشکی در یک معماری عملیاتی واحد بهره گرفته است.
در این سامانه، پهپادهای لوکاس با توانمندی آیاسآر نقش حسگرهای ماندگاری دارند که پیوسته دادههای هدفگیری لحظهای را به یک شبکهٔ مشترک میدهند.
با این جریان پیوستهٔ اطلاعات، فرماندهان میتوانند به جای اتکا به اولین سامانهٔ پاسخدهنده، کارآمدترین رهگیر را برای هر هدف مشخص انتخاب کنند.
در نتیجه، شناورهای سطحی فعال در آبهای محل درگیری با میدان نبردی روبهرو میشوند که فرار از آن به دلیل ردگیری پیوسته تقریباً غیرممکن است.
پایش پیوسته
شبکههای آیاسآر با فراهم آوردن امکان «پدافند اشباعی» علیه تعداد زیادی از تهدیدهای ورودی، کارآیی سامانههای پدافندی را نیز چند برابر میکنند.
انبوهی از پهپادهای رهگیر میتوانند همزمان مناطق گستردهای را پایش کنند و هوش مصنوعی یکپارچهٔ سامانه نیز با فیلتر کردن نویز، این پهپادها را در میانهٔ پارازیتهای الکترونیکی هدایت میکند.
به این ترتیب، رهگیرهایی مانند سامانهٔ تاد یا پاتریوت میتوانند اهداف را حتی در محیطهای بسیار پرتنش ردگیری و نابود کنند.
با پایش پیوسته، حلقههای بازخورد عملیاتی نیز ایجاد میشود که موجب بهبود لحظهای تاکتیکها بر اساس مشاهدات رفتار دشمن میگردد.
این سامانه با بررسی نحوهٔ مانور پهپادهای ایران یا چگونگی واکنش آنها نسبت به مانورهای پدافندی، هم عملکرد سختافزار و هم نرمافزار پدافندی را سریعاً بهبود میدهد.
نتیجهٔ آن نوعی معماری پدافندی است که پیوسته تکامل مییابد و در عین حال مقابلهٔ مؤثر با آن برای دشمنان کار دشواری است.
آسیبپذیری شناورهای سطحی هر لحظه بیشتر میشود چون حرکاتشان پیوسته در کل میدان عملیات ردگیری میشود.
حتی اگر تلاشی هم برای انجام عملیات در شرایط جنگ الکترونیک صورت بگیرد، شبکهای که متکی به چندین حسگر همپوشان است به طور کامل مختل نمیشود.
به همین دلیل است که ناوگانهای سطحی به محض ورود به آبهای محل درگیری در معرض هدفگیری سریع قرار میگیرند.
نقش زیردریاییها به عنوان گرههای رادارگریز
پهپادهای لوکاس مجهز به توانمندی آیاسآر مستقل عمل نمیکنند، بلکه به عنوان گرههایی ضروری، پلتفرمهای آفندی رادارگریز را اصطلاحاً به روش «تیپ و کیو» شناسایی میکنند.
زیردریاییهای حملهٔ سریع آمریکا با استفاده از این اطلاعات هدفگیری، از راه دور اقدام به حملات دقیق تاماهاوک علیه گرههای فرماندهی تقویتشده و سامانههای پدافند هوایی مینمایند.
در این معماری، زیردریاییها حکم مراکز غیر قابل شناسایی را دارند که ضمن مخفی ماندن در زیر سطح، از ترکیب اطلاعات لحظهای و توان آتش آفندی بهره میگیرند.
طبق گزارشها، روز ۱۳ اسفند، از این توانمندی در غرق کردن ناو دنای جمهوری اسلامی طی یک حملهٔ هماهنگشده در سواحل سریلانکا استفاده شده است.
این عملیات با ترکیب پایش پیوسته و هدفگیری دقیق، نشان داد زیردریاییها چگونه میتوانند بدون اینکه در معرض تلافیجویی قرار بگیرند شناورهای سطحی را خنثی کنند.
زیردریاییها با شناسایی سایتهای پرتاب و انتقال دادههای هشدار زودهنگام به سامانههای پدافند زمینی، در پدافند هوایی سراسر میدان نبرد نیز نقش مهمی ایفا میکنند.
![روز دوم آذر ۱۴۰۴، پهپادهای لوکاس در پایگاهی در حوزهٔ عملیاتی ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) روی باند آسفالت مستقر شدهاند. [ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده]](/ssc_fa/images/2026/04/02/55262-lucas-600_384.webp)